پسری روزها پشت در منزل دخترک را میپایید برای دختر سوال بو

پسری روزها پشت در منزل دخترک را میپایید برای دختر سوال بود که اگر او مرا دوست دارد پس چرا پا پیش نمیگذارد وبا پدرم صحبت نمیکند!درست است که ماشین پسرک قدیمی بود ولی برای دخترک عشق و محبت مهمتر بود!روزها و ماه ها به همین منوال گذشت دخترک بسیار کنجکاو شده بود روزی دل خود راقرص کرد و رفت تا حرف دل پسرک را گوش کند... از او پرسید 6ماه است که تو کنارمنزل ما می ایستی و مرا میپایی و من به تو علاقه پیدا کردم وقتی ماشینت را میبینم ضربان قلبم تندتر میشودو...هدف تو چیست؟!پسر گفت: وای فای خونتون پسورد نداره.کاش آدرس خونه دخترو میگفت ماهم میرفتیم از اینترنتشون استفاده میکردیم والا
دیدگاه ها (۸)

ازیه اسب میپرسند:چرا اجازه میدی همه سوارت بشند؟..... ..........

داشتم با بابام شطرنج بازی میکردمبرگشته میگه یا مات میشی یا پ...

آمدی جانم به قربانت ولی حالاچرا.......

هيچ چيز گران تر از اشك يك زن وجود نداره .......................

پسری روزها پشت در منزل دخترک را میپایید برای دختر سوال بود ک...

پسری روزها پشت در منزل دخترک را میپایید برای دختر سوال بود ک...

پسری روزها پشت در منزل دخترک را میپایید برای دختر سوال بود ک...

پسری روزها پشت در منزل دخترک را میپایید برای دختر سوال بود ک...

پسری روزها پشت در منزل دخترک را میپایید برای دختر سوال بود ک...

 پسری روزها پشت در منزل دخترک را میپایید برای دختر سوال بود...

پسری روزها پشت در منزل دخترک را میپایید برای دختر سوال بود ک...

پسری روزها پشت در منزل دخترک را میپایید برای دختر سوال بود ک...

پسری روزها پشت در منزل دخترک را میپایید برای دختر سوال بود ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط