آرامش باغ گل به گیسو زدنت

آرامش باغ گل به گیسو زدنت
آشوب بهار شانه بر مو زدنت
برنامه زندگی سخن های خوشت
سرنامه عشق خم به ابرو زدنت...
دیدگاه ها (۱)

"دستم را بگیر!همین دستبرایت ترانه عاشقانه نوشته؛همین دست سوخ...

" الا ای همنشین دلکه یارانت برفت از یادمرا روزی مباد آن دمکه...

پشت این پنجره یک نامعلومنگران من و توستای سراپایت سبزدستانت ...

صدای گوش خراشِ این سکوت را ؛تنها ناله ساز از کوک دررفته تو خ...

همچون شعر سپید زیباست ‌و رویای شیرین ِخواب های مرا ...به صبح...

بهار و خاکستر

دخترک به آنجا امد و ارامش کنارش نشست ....و با همان رایحه همی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط