علامت ا/ت:○

علامت ا/ت:○
علامت دیگران:_
#سکوت_سرخ_پارت_هفتم

بعد از تمام این افکار، صندوقچه رو بست و دوباره به همون کمد همیشگی بَرِش گردوند.
آروم روی تختش دراز کشید و چشماش رو بست.
سعی میکرد دنبال راه حلی بگرده؛ چون هرچی‌هم که باشه، وقت زیادی نداشت.
تا کِی قرار بود اینو به عنوان یه راز نگه داره؟!
به زودی افراد فامیل اقدام قانونی میکردن و بهتر بود که قبل از اینکه اینکارو انجام بدن، ا/ت خودش بهشون بگه؛ وگرنه جدی جدی توی دردسر میوفته!
به اتفاقات روزش کمی فکر کرد و مکالماتی که با افراد مختلف داشت رو به خاطر آورد؛ آره؛ همینه!
استاد لی!
اون کسیه که متوجه حالش شد و بهش گفت که اگه کمکی از دستش برمیاد بگه.
جدا از همه‌ی اینا، اون از بقیه قابل اعتماد‌تر به نظر میرسید...
میخواست همین الان بلند بشه و بره پیش آقای لی اما خب اون که نمیدونست کجا باید پیداش کنه!
برای همین صبر کرد تا فردا تو یه موقعیت مناسب این موضوع رو با استادش درمیون بزاره.
میدونست استاد ها همیشه یک ساعت زودتر از دانشجو ها به دانشگاه میان برای همین ا/ت هم تصمیم گرفت فردا زودتر از همیشه به دانشگاه بره تا شاید بتونه قبل از شروع کلاس ها استاد لی رو ببینه...
-----------------------------------------
طبق برنامه‌ای که داشت فردا زودتر از همیشه از خواب بیدار شد.
بعد از اینکه لباس هاشو رو پوشید و آماده شد رفت سمت کمد و صندوقچه رو برداشت و درش رو باز کرد...
کاغذ تا خورده رو از داخلش برداشت و گذاشت داخل پاکتی که از قبل آماده گذاشته بودش...
از خونه بیرون زد و به سمت دانشگاه حرکت کرد.
انقدر برای کاری که میخواست بکنه هیجان داشت که حتی زودتر از استادها به دانشگاه رسید!
توی اون سرما، مجبور شد مدتی هم منتظر بمونه؛ تا وقتی که ماشینی جلوی در دانشگاه پارک شد و دو مرد ازش پیاده شدن.
یکیشون رئیس دانشگاه، و اون‌یکی، مینهو بود که با چهره‌ای متعجب به ا/ت نگاه میکرد.
ا/ت تعظیمِ کوتاهی به دوتاشون کرد که آقای رئیس با لحن عجیبی ازش پرسید:" هوانگ ا/ت... چرا انقدر زود...؟!"
دختر تا خواست جوابی بده، این‌بار صدای مینهو به گوش رسید:" توو این هوای سرد... چند وقته اینجا وایستادی؟!"
نمیتونست جلوی خودش رو بگیره که نگران اون دختر نباشه!
با تمامِ محدودیت‌ها، بازهم نگران سلامتیش بود...
ادامه دارد...
#lily
#yuji
دیدگاه ها (۰)

علامت ا/ت:○علامت دیگران:_#سکوت_سرخ_پارت_هشتم خودش هم نمیدونس...

علامت ا/ت:○علامت دیگران:_#سکوت_سرخ_پارت_نهم خط باریکِ حاصل ا...

(ادامه پارت قبل)اونجا بدون اینکه به دور و برت نگاه و توجه کن...

تکپارتیموضوع:( وقتی چند روز پیش با یکی از همکارای خانومش گرم...

Crimson silence (p7)

دست گرم پارت 1ویو ا. تامروز روز اول دانشگاه هست برای همین ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط