به پیری خو می‌گیرم

به پیری خو می‌گیرم
به دشوارترین هنر دنیا،
کوبه ای به در برای آخرین بار
و جدایی بی انتها.

ساعت‌ها می‌گذرند، می گذرند،می گذرند...
می خواهم بیشتر بفهمم حتی به قیمت ایمانم.
خواستم چیزی برایت بگویم نتوانستم.
دنیا مزه سیگار ناشتا دارد
مرگ پیش از همه چیز تنهایی اش را برایم فرستاده.

حسرت می برم به آنان که حتی نمی دانند دارند پیر می شوند
بس که سرشان گرم کارشان است.
دیدگاه ها (۱)

روان باش پی قد قامت الصلوه . بسم الله

بدونید که هیچ چیزی وهیچ کسی بفریاد ادم در زمانهای راحتی وسخت...

ادم که برق میلرزونه قلب ادم شارژ میشه .ونگاه طوووووووووووووو...

I tied my mind hereto you

پروانه جان

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❷_بخش دوم_از عادت کردن فرار می‌کرد و به فرار کرد...

...مرگ پيش از همه چيز تنهايی‌اش را برايم فرستادهحسرت می‌برم ...

حسرت می برم به آنان که حتی نمی دانند دارند پیر می شوندبس که ...

آری، مردها به راستی شاعرانِ بهتری هستند؛آنها بلندترین غزل‌ها...

مـاهٔ تیره مـن؛ من کـنارت می‌مانـم .. شیشهٔ روحِ مرا به دلخو...

امروزصبح آماندا تا من را دیدگفت: "چه پولیور قشنگی،خیلی بهت م...

دوست داشتم امشب که زخم بی پدر شدن به جانم چند ساله می شود ،...

امروز صبح پسرخاله ام تا من را دید گفت: "چه پولیور قشنگی، خی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط