بسوزدخانه ات ای عشق ، تو با دلها چه ها کردی

بسوزدخانه ات ای عشق ، تو با دلها چه ها کردی
یکی راکرده ای چون شمع یکی را با صفاکردی

چه عشاقی که در راهت شدن مجنون و دیوانه
چه جانها در رهت رفتن ، بلا در جان ما کردی
دیدگاه ها (۲)

بودنت حس عجیبی ست که دیدن داردناز چشمــــــان قشنگ تو کشیدن ...

جمعه ها را نمی شود به تنهایی سپری کرد... باید کسی را داشته ب...

‍ ‍ از باده ی لبانت ، باید چشیده رفتناز گرمی وصالت ، تب آفری...

عاشقانه

دل ندادم که مرا یک روز خاکستر کنیدل به تو دادم که حالم را کم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط