ازدواج شرط
ازدواجـ شـرطـ
پــارتـ: ۲
ا. ت: ببخشید خواب موندم دیشب اضافه کاری وایساده بودم(سرد)
ص. ر: باشه(نیشخند)
ویو ا. ت
اوففف انداختمش کنار خیلی بدم ازش میاد مرتیکه هیزززز هولللل
غــروب5:۳٠
از مغازه بیرون امدم امروز خیلییی خسته بودم خوابم میومد نزدیک خونه بودم تو پایین ترین محله ی شهره که بالاتای محل مواجه شدم تبغ معمول دعوا...........
رفتم خونه با صحنه مواجه شدم مغضم گرفت مامانم با زیر چشم کبود که جنی داشت پماد میزد کیفمو هرچی خرید خونه بود پرت کردم وسط خونه و دوییدمسمت خونه
ا. ت: جنی چیشده اون مرتیکه؟؟(دادونگرا
نی)
جنی: بابا.... بابا.... دیونههههه شدههه داریم بدبختتت میشیم(گریه و نیمه داد😂)
ا. ت:........
پــارتـ: ۲
ا. ت: ببخشید خواب موندم دیشب اضافه کاری وایساده بودم(سرد)
ص. ر: باشه(نیشخند)
ویو ا. ت
اوففف انداختمش کنار خیلی بدم ازش میاد مرتیکه هیزززز هولللل
غــروب5:۳٠
از مغازه بیرون امدم امروز خیلییی خسته بودم خوابم میومد نزدیک خونه بودم تو پایین ترین محله ی شهره که بالاتای محل مواجه شدم تبغ معمول دعوا...........
رفتم خونه با صحنه مواجه شدم مغضم گرفت مامانم با زیر چشم کبود که جنی داشت پماد میزد کیفمو هرچی خرید خونه بود پرت کردم وسط خونه و دوییدمسمت خونه
ا. ت: جنی چیشده اون مرتیکه؟؟(دادونگرا
نی)
جنی: بابا.... بابا.... دیونههههه شدههه داریم بدبختتت میشیم(گریه و نیمه داد😂)
ا. ت:........
- ۷۹
- ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط