_جونکوک

_جونکوک

+جانم بیبی چیزی میخوای کجات درد می‌کنه

_نه هیچی نمی‌خوام جاییم هم درد نمیکنه ولی اگه من میمردم تو میرفتی پیش یه دختر دیگه؟

+هیشششش لطفا اصلا ازاین حرفا نزن معلومه که نه من فقط عاشق توام بیبی از این چرت پرتا نگو لطفا

_(خنده)باشه حالا چرا عصبانی میشی

+بزار پام برسه خونه چنان تنبیهت کنم دیگه از این فکرها نکنی که من بخوام بهت خیانت کنم یا برم با یکی دیگه خانوم ات خودتو آماده کن چون قرارع تا یه هفته راه نری

_من غلط خوردم

+دیگه فایده نداره الآنم سعی نکن نظرمو عوض کنی چون فقط تنبیهت سخت تر میشه

_جونکوکی من گناه دارم تازه دستامم درد می‌کنه بزار برای یه روز دیگه باشه؟؟؟

+هوووف باشه خب اگه الان حالت خوبه من برم کارای مرخصیتو کنم بریم دیگه

_باشه عشقم


(از زبان نویسنده)
هر دو برگشتن خونه ات رفت تو اتاقش جونکوک هم به خاطر ات یه چند روزی دست از کاراش کشید تا حال معشوقش خوب بشه و همش دور ورش بود و هر چیزی که میخواست براش می‌آورد جونکوک واقعا ات رو دوست داشت فقط اون لحظه عصبی شد و رو بیبیش اصلحه کشید ولی بعدشم پشیمون شد که چرا همچین کاری کرده بعد چند مدت هم با هم ازدواج کردن و هیچی دیگه زندگیشون خیلی خوب شد
دیدگاه ها (۴)

فیک از تهیونگ (وقتی فقط یه خیابونی بودی)علامت ها و شخصیت ها:...

ای بابا😂

از زبان کوک :ازدپشت بغلش کردم +ات عزیزم این چه کاری بود که ک...

از زبان ات:دلم آتیش گرفت با هر کلمه ای که می‌گفت اون ...اون ...

#سناریو وقتی تاب سواری می کنیم سرعتش خیلی بالا می ره می افت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط