رمان کوکیو

رمان کوکیو
پارت سوم فصل اول"رنج"

اوزویی:خب شما باید کار پیدا کنید و در این حین کار پیدا کردن دنبال شیطان بگردید
اینوسکه تانجیرو و زنیتسو:باشه😔😔😔

[بچه ها واسه خودشون کار پیدا میکنن]
صاحبکارِ تانجیرو:وای تو چقدر پسر خوبی هستی😊😊😊
[شیطان در محل کار تانجیرو هست و در مکانی مشخص میان و میجگن]
[وقت جنگ فرا رسید زنیتسو تو حال خودش نیست و خوابه]

زنتیسو:باید سریع برسیم اگه از این مکان بریم زود تر می‌رسیم
اینوسکه:این کی وقت کرد این این همه چیز  یاد بگیره😳😳😳
تانجیرو:ولش کن باید بدوییم
[رسیدند تنگن اوزویی اونجا بود]

شیطان رده 6:چه مرد زیبایی اینو باید حتما بخورم
اوزویی:*این شیطان خیلی ضعیفه حتما باید یک شیطان دیگه هم باشه 🧐
(تنفس صدا فرم سوم)

شیطان:قطع کرد😰
[گیوتارو برادر شیطان میاد گردنو خواهرشو میگیره و وصل میکنه]

اوزویی:چرا نمرد 😳😳😳
گیوتارو: وای چه مرد جذابی،حسودیم میشه.بگم چرا خواهر گلم نمرد؟چون ما بدنامون به هم وصلن.
(تنفس صدا فرم سوم)
اوزویی:*پس شیطان اصلی اینه گردنش خیلی سفته و ویژگیش اینه که باید گردن هردوشون قطع بشه*
تانجیرو:آقای اوزویی ما سر اون دختره رو قطع میکنیم شما باهاش بجنگین
گیوتارو: داس های پرنده مرگبار
[بووووووممممم ساختمان پایین اومد]

تنفس رعد فرم اول رعد و برق و فلش(سرعت=۸ برابر)
تنفس آب فرم اول برش سطح آب

ادامه........

بخونین لذت ببرید😊😊😊
با تشکر از داشم رامین
دیدگاه ها (۰)

رمان کوکیوپارت چهارم فصل اول"رنج"زنیتسو:یه نقشه دارم اینوسکه...

رمان کوکیوپارت پنجم فصل اول"رنج"[اینوسکه و زنیتسو درحال تلاش...

رمان کیوکوپارت دوم فصل اول"رنج"اوبویاشیکی:این جوون میتونه مف...

وقتی موندی عکس پروفایلتو انیمه بذاری یا خامنه ای و یک ایده ط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط