#منم_و_تو
#منم_و_تو
داشتم فکر میکردم
تا کی از پنجرهام
به خیابانی زل بزنم
که در چهارراهی تمام میشود
و بعد کسی با قصهای دیگر
شروعش میکند
اصلن بروم
داخل حیاط چرخی بزنم
شاید حوض
بیآب مانده
از وقتی باران رفت
گلها فقط به حوض
چشم دوختند
اینجا صد قصه برایم هست
که میتوانم برای خودم
شعرشان کنم
داشتم فکر میکردم
تا کی از پنجرهام
به خیابانی زل بزنم
که در چهارراهی تمام میشود
و بعد کسی با قصهای دیگر
شروعش میکند
اصلن بروم
داخل حیاط چرخی بزنم
شاید حوض
بیآب مانده
از وقتی باران رفت
گلها فقط به حوض
چشم دوختند
اینجا صد قصه برایم هست
که میتوانم برای خودم
شعرشان کنم
- ۱۰.۱k
- ۲۳ مهر ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط