گفتمش در دل و جانی تو بگو من چکنم

گفتمش در دل و جانی تو بگو من چکنم
گفت نبض ضربانی تو بگو من چکنم؟

گفتمش تشنه ی عشق تو شدم رحمی کن
گفت عشقی ؛ هیجانی تو بگو من چکنم؟

گفتمش ماه شدی راه شدی در دل من
گفت با من تو نمانی تو بگو من چکنم؟

گفتمش آتش عشقت به دلم دامن زد
گفت خود آتش جانی تو بگو من چکنم؟

گفتمش گر تو نباشی ز غمت میمیرم
گفت جانی و جهانی تو بگو من چکنم؟
دیدگاه ها (۱)

‌ ‌ای لبت باده‌فروش و دل من باده‌پرستجانم ازجام می عشق تو دی...

هر سحر منتظر یار نباشم چه کنم ؟من اگر اینهمه بیدار نباشم چه ...

روزها نیلوفر و شبها تو شب بو میشویمثل گلهای بهاری بس که خوشب...

ظاهرم قصر است. اما از درون، ویرانه اممن صدای خسته ی پروانه ا...

شهید زنده ای جانباز نستوهصلابت در تنت پیچیده چون کوهگل خورشی...

⭕️فردوسی پور در برنامه دیشب«نمی‌دانم قرار است چه بلایی سرم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط