kimiya73
۲۳۹
پسند
چایی مینوشیدم و یادش افتادم،
چایی مینوشیدم و یادش افتادم،
یکباره دلتنگش شدم
بغضکردم و اشک
در چشمانم حلقهزد،
همه با تعجب نگاهم کردند
لبخند تلخی زدم و گفتم
چقدر داغ بود...!
دانلود
۷.۱k
۲۷ فروردین ۱۴۰۰
دیدگاه ها (
۷
)
نماد مرگ پارت شیشم
و ته...هنوز نگاهم میکرد.من لبخند زدم.یه لبخند پر از اشک.بعد...
🍷🌹…………………………پارت۱۱…………………………🌹🍷#معشوقه_آلفا………………… ویو مین ……...
عاشقانه
رمان :تا وقتی که عاشقت شدم
𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂""""""""""""𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕 09""""""""""""""""""""...
پارت ۱۷از آن روز، آموزش دیدن شروع کردم.جونگکوک به من یاد داد...
پارت ۲خیابان ها خلوت ترسناک بودند...باران هر لحظه شدید تر می...
رمان :قرارداد سرنوشت
هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_26لرزون بلند شد+ک..کیو میگی؟...
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین