چایی می‌نوشیدم و یادش افتادم،

چایی می‌نوشیدم و یادش افتادم،
یکباره دلتنگش شدم
بغض‌کردم و اشک
در چشمانم حلقه‌زد،
همه با تعجب نگاهم کردند
لبخند تلخی زدم و گفتم
چقدر داغ بود...!
دیدگاه ها (۷)

نماد مرگ پارت شیشم

و ته...هنوز نگاهم می‌کرد.من لبخند زدم.یه لبخند پر از اشک.بعد...

🍷🌹…………………………پارت۱۱…………………………🌹🍷#معشوقه_آلفا………………… ویو مین ……...

عاشقانه

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂""""""""""""𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕 09""""""""""""""""""""...

پارت ۱۷از آن روز، آموزش دیدن شروع کردم.جونگکوک به من یاد داد...

پارت ۲خیابان ها خلوت ترسناک بودند...باران هر لحظه شدید تر می...

رمان :قرارداد سرنوشت

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_26لرزون بلند شد+ک..کیو میگی؟...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط