بگذار هر چه بدی هست در این خاک بماند؛

بگذار هر چه بدی هست در این خاک بماند؛
من و تو رهگذر کوچه ی عشقیم؛
و همین بس که تو را دوست بدارم؛
نکند خسته شوی یا که ببازی!
من کنار تو نشستم
که تو بر عشق بنازی
کمکت خواهم کرد؛
که به شکرانه ی این عشق؛
تو یک کلبه بسازی
که در آن بوی خدا هست
و این حس
سر آغاز قشنگی ست
که آغاز شود بودن و بی عشق نماندن...
به من آهسته بگو:
هستی و هستم...
دیدگاه ها (۹)

...دلـم که برایت تنگ می شـود؛؛؛می گیـرد،فریاد می کشـد،می تپـ...

نمیدانم عشق چه جور است!!ولی ...من به تو ..."حس عجیبی" دارم!ح...

.

انسان بودن زیاد سخت نیست، کافیست مهربانی کنی. زبانت که نیش ن...

موسیقی

هیچ مپندار مرا از گذرِ تلخِ زماندر آینه پیر شدم و در دلم جوا...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط