زندگی مافیایی ما

زندگی مافیایی ما

پارت ۱۴

رفتم داخل اتاقم و پرونده های مهم و به همراه سوئیچ بوگاتی برداشتم و رفتم بیرون جوری که کسی من و نبینه به سمت خروجی حرکت کردم


با لبخند به عمارت قدیمیم نگاه کردم چقدر دلتنگش بودم وارد عمارتم شدم و نگاهی به اطراف انداختم

این سوک: چقدر کثیفهههه

باید خدمتکار استخدام میکردم و عمارتم و را مینداختم و برمیگشتم به رندگی خودم
دیگه حوصلم زیادی سر رفتع توی این بازی هه نمیدونن زندگی همشون توی دست منه درسته تمام این مدت همه بازیچه دست من بودن و زندگیشون نابود شد و تقاص همه چیز و پس دادن
تهیونگ تقاص اینکه احساساتم و به بازی گرفت
ا.ت تقاص اینکه زندگی جدیدم و ازم گرفت
کوک تقاص شکستن قلبم به بدترین شکل
ولی هنوز یه نفر مونده
پارک جیمین
دیدگاه ها (۱)

سرنوشت پارت(۶)ویو تهیونگ: بعد اینکه ا/ت رو گزاشتم تو اتاق رف...

╭──────────────╮ 𝐒𝐰𝐚𝐧 𝐨𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐓𝐫𝐢𝐠𝐠𝐞𝐫 ‌ ‌ ‌ ╰──...

تا وقتی قلبمان بیدار بشود

از الان عکس رمان تهیونگ اینه نظرتون رو راجب عکسه بگینپارت هش...

لیا : پس تو اتاق مهمون بخواب کوک : میشه منم پیش تو بخوابم ( ...

ترکم نکن

رمان اسیر خان پارت ششم ۶

فیک تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط