قلدر عاشق

☆قلدر عاشق ☆
part:11


ویو ات:
که دکتر گفت چیزیم نیست
شک کردم آخه من دیروز مثل دیوونه ها بودم چیشد که الان هیچیم نیست؟
اصن دیگه حوصله فکر کردن هم ندارم...
بیخیال شدم رفتم خونه



خونه:
ویو ات:
در و باز کردم که با هان مواجه شدم :
_سلام
؟سلام خوبی چیشد؟
_چیزیم نبود
؟آخیش داشتم سکته میکردم(دور از جونت پسرممم😭🚬)
؟میخوای فیلم ببینیم؟
_آرع حتما

ات و هان داشتن فیلم میدیدن که یهو زنگ در خورد:
؟یعنی کیه؟
_هان در و باز نکن تروخدااااا
؟چرا؟
_من میرم
؟ات شبه خطرناکه من میرم
_ه...(داشت حرف میزد که دوباره زنگ در خورد)


ات پاشد رفت درو باز کرد:

ویو ات:دوباره اون بچه هه تو تاریکی بود
؟کی بود؟
_ها؟(به در نگاه میکنه)
؟میگم کی بود؟
_آها هیچکس
؟وا
_خو هیچکس نبود
؟باش تو راس میگی
_به جون خودت دارم راس میگم
؟باش دیگه منم دارم میگم تو راس میگی
_حالا هرچی بیا بریم ادامه فیلمو ببینیم
؟باش


ات و هان داشتن ادامه فیلمشونو نگاه میکردن که زنگ در خورد این دفعه هان رفت در رو باز کرد

؟کیه؟
...
؟کی اونجاس؟
...


هان داشت درو می‌بست که یهوووو....




.
.
.
.
.
.
.
.
.
ببخشید یکم دیر شد🚬😭🎀
دیدگاه ها (۴)

☆قلدر عاشق ☆part:12ویو نویسنده:🎀🥱هان داشت درو می‌بست که یهو ...

ممنونم ازت زیبام🫂🍫@0pami

بچه ها امشب پارت بعد قلدر عاشق رو میزارم🚬🎀

تا ابد حقققق👍🏻🎀🤧اصکی از بانو:@hyunjin_200

وحشی پارت 22+۱۸پرش به ساعت 1 شب: تهیونگ: خب بریم بخوابیم دیگ...

عشق واقعی p8 قسمت اول

اسم فیک: اون واسه منه p31ویو لیلیوم:اون دوتا رفتن و صبحونشون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط