دوتا ماهی داشتند با هم شنا می‌کردند که سر راه‌شان خوردند

دوتا ماهی داشتند با هم شنا می‌کردند که سر راه‌شان خوردند به یک ماهی پیرتر که داشت از آن‌ور می‌آمد و برایشان سر تکان داد و گفت «صبح به خیر بچه‌ها! آب چه‌طوره؟» بعد دوتا ماهی جوان کمی دیگر شنا کردند تا آخرش یکی‌شان به آن یکی نگاه کرد و گفت «آب دیگه چه کوفتیه؟»

📕 این هم مثالی دیگر 
👤 #دیوید_فاستر_والاس
دیدگاه ها (۰)

ایران زیبای من ❤️

و من بـــــــرای زنـــــــدگیتـــــــورا بهـــــــانه میکنــ...

دنياى درون يک زن می تواند به همان سرعتى تغيير كند كه دنيا در...

حتی یک نفر در این دنیا شبیه تو نیستنه در نفس کشیدننه در نفس ...

پارت ۳۰ (بالاخرههه)O:"من بغلت نکردم، صبح که پاشدم خودت اونجا...

پارت ۱۰ان شب یجورایی بهتر گذشت، با وجود افتضاحی که به بار ام...

پارت ۴۰بعد از اینکه وارد سالن شدند، اوبیتو سعی کرد دنبال اشن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط