دڸ بہ غیر از مڹ ســـپرد وسرد شد

دڸ بہ غیر از مڹ ســـپرد وسرد شد

خستہ و بی اعتــــنا شد … درد شد

مڹ بہ روی او نیــــاوردم ………ولی

مردِ رؤیاهــــایِ مڹ …… "نامرد" شد
😔 😔 😔
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
‌‌‌
دیدگاه ها (۱)

میخواهم دوستت نداشته باشم اما نمیتوانم و این تنها جاییست که...

تــنــها گذاشــتــن تــنــها ڪسی ڪه تــنــها ڪــس او هــســت...

بغض هایم را به آسمان می سپارم .... خدا به خیر کند باران امشب...

دل است دیگر . . . هوایت ﺭﺍ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ کمے ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ . . . ...

پشتِ پنجره پیکر زنی ظاهر شد .در منظره ای از شب سرد ، نگاهش ب...

چنان گیسو رها هستم غریبا آشنا هستمنمیدونم کجا بودم نمیدونم ک...

چنان گیسو رها هستم غریبا آشنا هستمنمیدونم کجا بودم نمیدونم ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط