بوسیدمش

بوسیدمش!
دیگر
هراس نداشتم
جهان پایان یابد.
من از جهان سهمم را گرفته بودم...
دیدگاه ها (۱)

تو رفته ای و زشت ترین حرف ممکن را امروز یک عکاس به من گفت !ل...

مثل همین چند لحظه پیشگاهی زنگ بزن!به بهانه ای هر چند کوچکو د...

بگو به لشکر مویت، ب قلعه برگردندشکار شیر که صدها نفر نمیخواه...

- شهر را ببین...چشم، چشم را نمیبیندلبهایت اما...بهترین فرصت ...

حتی اگر روزی این غم پایان یابد،من دیگر شاد زیستن را از یاد ب...

گوشی نداشتم ولی خوشحال بودم..

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط