خورشید جاودانه می‌درخشد

خورشید جاودانه می‌درخشد
در مدار خویش
ماییم که پا جای پای خود می نهیم
و غروب می کنیم هر پسین
آن روشنای خاطر آشوب
در افقهای تاریک دور دست
نگاه ساده فریب کیست که همراه با زمین
مرا به طلوعی دوباره می کشاند؟
ای راز!
ای رمز!
ای همه روزهای عمر مرا اولین و آخرین!
دیدگاه ها (۱)

ﭘﻨﺒﻪ ﺭﺍ ﮔﻔﺘﻢ ﭼﻪ ﺷﺪ ﭼﻮﻥ ﮔﻞ ﺷﮑﻔﺘﯽ؟ﮔﻔﺖ:ﺩﻭﺵخوﺍﺏ ﺩﯾﺪﻡﺑﺮ ﺗﻦ ﻣﺤﺒﻮﺏﭘ...

گاهی باید رها کردباید نداشتباید نخواستباید گریخت ؛از انتظاره...

خوابی برای جانجانی برای مرگمرگی برای یادیادی برای سنگسنگی بر...

‏شازده کوچولو پرسید: دوست داشتن بهتره یا دوست داشته شدن؟ روب...

«واگویه‌ای در ساحتِ حَد؛ مکالمهٔ انفسی میانِ مرید و مراد»۱. ...

#Shadow_Of_A_Smile#سایه‌ای_پشت_لبخند#پارت_معرفی ❥ اسم : سایه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط