شیشه خون

#شیشه خون
P5
ویو ا‌‌.ت:داشتم تازه میخوابیدم که یهو میا اومد داخل گفت برای خرید لباس بریم رفتیم کلی لباس خریدیم و اومدیم
میا:خانوم جوان شام امادس
ا.ت:الان؟
میا:بله خانوم
ا.ت:من گشنم نیست
میا:مجبورید خانوم یکی از قانون های خونست
م.ت.ا:چی شده دخترم
ا.ت:مامانی من گشنم نیست
م.ت.ا:دخترم باید حتما بیای و آشنا بشی سری بیا دخترم
ا.ت:هوففف باشه
&سر میز شام&
جین:دختر دایی بلدی غذا درست کنی؟
ا.ت:ارع جین
نامجون:خوندنو نوشتن بلدی؟
ا.ت:اره پسر عمو
لیسا:ببین اینجا بین نوه ها حرف حرف منه بکش کنار
ا.ت:هوی انگار نبود منو ته رو حس نکردی تا بفهمی چجوری کنارت می‌زنیم جوجه(پوزخند)
تهیونگ:ههه حق گفتی ا.ت
مادر بزرگ:عه دعوا نکنین
جیسو:اره مامان بزرگ راست میگه اولین روزه باید خوشحال باشیم ا.ت منو یادت میاد ؟دمن همبازی بچگیتم
ا‌ت:متاسفم دختر عمو ولی معلومه رابطمون بهتر از خیلیا تو این جم میشه
جیسو:ارع(خنده)
ا.ت:آخه تو چگدر کیوتییییییی(لوپشو میکشه)
جیسو:توعم همینطور(اونم لپشو میگیره)
تهیونگ:آخه این چجوری تونست دل منو ببره ویی کیوت عوضییی(اروم)
جیسو:چی گفتی ته ته
تهیونگ:هیچی(خنده مستطیلی)
پدر بزرگ:خب امشب باید دوباره سر وقت شیشه خون خاندانمون بریم
تهیونگ:عه پدر بزرگ مگه نباید از خون خاندان جئون بخوره
پدر بزرگ:در چند روز گذشته ما ب دنبال گنجی رفته بودیم که توی اون شیشه خون خاندان کیم پیدا شد و الان جا دارای شیشه هایی از خون هستیم یکیشو آورد بیرون که دندون زد بیرون
ا.ت:یا جد خوننن
لیسا:هه ترسو
ا.ت:بزار بهت نشون بدن کی ترسوعه (میره جلو و ی شیشه خون و میگیره و سر میکشه)
جا نشد بعدیو ببینین
حمایت نشه؟
دیدگاه ها (۰)

#شیشه‌خونP6داشت دندونام در میومد حس خوبی داشت انگار واقعا خو...

#شیشه‌خونP7ویو فردا شب کوک:بلند شدم رفتم حموم یه دوش گرفتمو ...

سلام بچه ها ببخشید یکم سرم شلوغ بود برای فیک شیشه خون فردا ۶...

𝓗𝓪𝓻𝓭-𝓮𝓪𝓻𝓷𝓮𝓭 𝓵𝓸𝓿𝓮𝓟𝓪𝓻𝓽 𝟑𝟕برگشت به مکالمه ا/ت و خانم بزرگخ.‌گ: ...

⁴⁶تهیونگ: فکر این رو نکن که من بهت نمره بدم ا/ت: تهیونگ... ت...

khianat durooqhin.. 𝚙𝚊𝚛𝚝22ا/ت.. اومممم باشهخوبی هم به این ه*...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط