دیگر #زندگی و زنده‌بودن برایم معما نبود.

دیگر #زندگی و زنده‌بودن برایم معما نبود.
همه‌چیز #روشن و شفاف بود.
همه‌چیز معنای خود را داشت.
شاید که تمامی این حالات به نوعی بازگشت به آن ساعات دور و پرشور #جوانی که من در گذشته از آن‌ها برداشت غلطی داشتم بود.
روشنی #زلال بازگشته بود و #ذهنم مداوا می‌شد.
همه‌چیز در افکارم #روشن بود و فهمیدنی.
مسائل نه برچسب #شادی داشتند و نه #غم
اما در عین حال بیان مفاهیمی از قدرت و خلاقیت وجود بودند.

📚گرترود
✍️هرمان هسه

#انرژی_مثبت #حال_خوب #حس_آرامش #موفقیت #انگیزشی #روانشناسی #روانشناسی_رابطه #انگیزشی_و_موفقیت
#روان_درمانی#مشاوره#مشاوره_فردی
#مشاور_خانواده#سیاست_رفتاری#ویسگون#فرشت
دیدگاه ها (۵)

ای زن! که از تمام پری‌ها پری‌تریگاهی چرا ز دیگریان، دیگری‌تر...

رنج بدخویان کشیدن زیر صبرمنفعت دادن به خلقان همچو ابرخیر ناس...

زمانی میرسد در زندگی‌تانکه از جریانِ #زندگی تشکر خواهید کرد؛...

حب‌#الحُسین‌لا‌یعرف‌صغیرن‌ولاکبیر!عشق‌به‌#حسین‌،بزرگ‌و‌کوچكن...

پیام #انگیزشی :بلندمدت برنامه ریزی نکنیدمثلا در حدی که تا نی...

"یادت می آید؟تمام شب هایی را که فکر میکردی به بن بست رسیده ا...

زندگی نه تو سی‌سالگی شروع میشه و‌نه تو چهل‌#زندگی از اون لحظ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط