شخصی می گفت: «من سی سال دارم.»

شخصی می گفت: «من سی سال دارم.»
بزرگی به او خرده گرفت و گفت: «نباید بگویی سی سال دارم، باید بگویی آن سی سال را دیگر ندارم.»
راستی شما به جای سال هایی که دیگر ندارید، چه دارید؟

عمر شما، زمان شماست؛ به بطالت هدرش ندهید.
دیدگاه ها (۵)

*برگ*حریق خزان بودهمه برگ ها آتش سرخهمه شاخها شعله زرددرختان...

بهاى خنده ى جانان اگر که جان باشد من آن دهم به تو تاخنده ات...

وقتی تو نیستینه هست های ماچونان که بایدندنه باید هامثل همیشه...

چه دلپذيراست اينکه گناهانمان پيدا نيستندوگرنه مجبور بوديمهر ...

پرندگان برای پرواز به دنیا می‌آیند و کرم‌ها برای خزیدن؛هر مو...

می‌گویند: مگر بچه‌های ما چه کردند که اعدام شدند؟پاسخ را باید...

حاج حسین ملکی؛ مردی که ۴۴ سال بی‌هیاهو در کنار «رهبر شهید» م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط