چقدر دوست دارم که بتونم به ثبات برسم. به یه شرایطی که بشه

چقدر دوست دارم که بتونم به ثبات برسم. به یه شرایطی که بشه بهش امید داشت و بشه واضح دیدش و بشه گفت «من اینم». یا سیاهِ سیاه. یا سفیدِ سفید. مهم هم نیست کدومشون باشه واقعا. از اینمهمه خاکستری بودن حالم داره به هم می‌خوره. دوست دارم هر چی هم بشه همونجوری که هستم بمونم‌. ثابت و بدون تغییر. به قول فروغ «می‌توان چون صفر، در تفریق و جمع و ضرب، حاصلی پیوسته یکسان داشت.» شاید صفر بودن، بهترین انتخابِ ممکن باشه.
دیدگاه ها (۱)

پارت پنجم _ دنیای عجیب

KIM V

پارت ۳ مدتی از اون روز می‌گذشت چند روزی بود که دیگه به استود...

سناریو مایکی {جنگل چشمات} پارت دواونشب بود تونشبی که شیسه و...

𝐀 𝐕𝐨𝐰 𝐁𝐞𝐧𝐞𝐚𝐭𝐡 𝐭𝐡𝐞 𝐁𝐥𝐨𝐨𝐝 𝐌𝐨𝐨𝐧Season¹PART⁴(چه‌رین+)(تهیونگ–)(ی...

pov:اون داره کم کم دیدش‌و از دست میده!همه‌چی داره کم کم بی ر...

بیش از اینها آه آری بیش از اینها می توان خاموش ماند می توا...

13 Part

معنی پیامی که برای یونگی فرستادم...:)ص 2(آخر)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط