و پدر

و " پدر " ...
کسی ست که
خم شد کمرش
تا خم نشود خنده ی تُ ...

حمیدرضا_عبداللهی
####################################
تقریبا شب شده بود...
وسایلش را جمع و جور کرد و
تا جلوی مغازه دوید
ساعتی را که یک ماه در نظر داشت خرید و
دوباره تا خانه دوید
جعبه ی واکسیش را کنار گذاشت و
پدر را دید که خسته و شکسته ،
مثل همیشه نشسته خوابش برده
دست پر از ترک و پینه ی او را آرام بوسید و
هدیه اش را کنار او گذاشت و رفت که بخوابد...
کتانی های مورد علاقه اش را دید و دست خط نامرتب پدر را...

روزت مبارک بزرگ مردِ من...
روز پدر بر پدران بزرگوار و روز مرد بر مرد منشانِ کوچک گرامی باد...

مسلم_خزایی_ژاکاو
دیدگاه ها (۲۰)

حواست به حالِ بهار هست؟نه باران می‌خواهدنه موسیقی و شعرذاتش ...

میدانی که... بدون تو فروردینِ امسال تمام نمیشود. بیاوبا آمدن...

مولانا :گر عید وصلِ توستمنم خود غلامِ عید

بیا دست به قتل مشترکی بزنیممرا در آغوش بگیرمحکمِمحکمِمحکمصدا...

پارت پنجم -لبه ی شمشیر-

ادامه پارت هفتم ویسگون نگذاشت بنویسمش💋مرد جوان چشم هایش را ب...

نیمه ی من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط