آخر قصه ی #عشق ما را همان اول لو دادند

آخر قصه ی #عشق ما را همان اول لو دادند
همان جایی که گفتند : یکی بود … یکی نبود …

؛__________❤__________

#شعر #نثر
#گنجینه_ادب_فارسی
#ادبیات_فارسی
#سرای_فارسی
#آشیانه_شعر_نثر
#داستان #داستانک
#حکایت #شعر_آیینی
#عاشقانه
#یکی_بود_یکی_نبود
دیدگاه ها (۱)

آری ای #یار درست است گرفتار شدمنه به میل و خوشی و #عشق ... ب...

#چوپان ى به مقام #وزارت رسید. هر روز بامداد بر مى خاست و #کل...

#نازنین آمد و دستی به #دل ما زد و رفتپرده ی خلوت این #غمکده ...

#حقیقت دارد#تو را دوست دارمدر این #بارانمی خواستم تودر انتها...

به صد دام آرامیدمدامن از چندین قفس چیدمندیدم جز به بال نیستی...

فرزنـد ابوتـراب تا #علقمه تاختدر وسوسـه ی آب، #ادب کرد نباخت...

؛ 🌱🌱🌱 این غیبت ماست نه غیبت او«اگر امام زمان (عج) در ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط