بی تو مهتاب شبش تیره و تار است هنوز

بی تو مهتاب شبش تیره و تار است هنوز
کوچه بی نام تو در حسرت یار است هنوز

شاخه ها دست بر آورده به مهتاب اما
اشکی از شاخه سر زلف نگار است هنوز

در نهانخانه ی شعرت که گل عشق دهد
عطر صد خاطره در ذهن, حصار است هنوز

همه تن چشم , همه خیره به باغ غزلت
گریه ام پرده ی این دیده ی تار است هنوز

شوق دیدار تو بود , هر نفسی آمالم
دوریت دغدغه ی این دل زار است هنوز

عاشقان مست و خرابند ز هرم سخنت
وه چه سرها که چو منصور به دار است هنوز

گر چه پاییز هوایی ز سر یار نداشت
با هوایت همه دوران چو بهار است هنوز

یادگار شب تنهایی و چشمان ترم
یک غزل از تو و یک سیم سه تار است هنوز....
دیدگاه ها (۷)

میان کوچه می پیچد صدای پای دلتنگیبه جانم می زند آتش غم شبهای...

در آغوشت ڪه جا می گیرم...عمیق تر گناه می ڪنم!من این جهنم را ...

بی تو مهتاب شبش تیره و تار است هنوزکوچه بی نام تو در حسرت یا...

بی تو مهتاب شبش تیره و تار است هنوزکوچه بی نام تو در حسرت یا...

بی تو مهتاب شبش تیره و تار است هنوزکوچه بی نام تو در حسرت یا...

بی تو مهتاب شبش تیره و تار است هنوزکوچه بی نام تو در حسرت یا...

بی‌تو مهتاب شبش تیره و تار است هنوزکوچه بی نامِ تو در حسرتِ ...

بی‌تو مهتاب شبش تیره و تار است هنوزکوچه بی نامِ تو در حسرتِ ...

اشک_مهتاب🌹 بی تو مهتاب شبش تیره و تار است هنوزکوچه بی نام تو...

چه دلی ای آشفته که دلدار نداریگر تو بیمار غمی از چه پرستار ن...

ز شراب بوسه های تو هنوز مستِ مستمتو ببین چقدر مستم ، که سبوی...

هزاران آفرین بر تو دلارامی دل انگیزیقیامت قامتی داری چه بنشی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط