درخواستی

درخواستی
پارت دو

وقتی اونا سر کلاس بودن و ما با دو با لباس پرنسسی رفتیم داخل کلاسشون و تاج کیریستالیمون زیر نور کلاس برق زد و با استرس گفتیم قراره جنگ بشه و پرفسور اسنیپ میپرسه((چیزی شده شاهدخت؟))
و ما میگیم ((پرفسور‌...برادرم به این کشور می خواد حمله کنه..من نگران این جادوگران جوان بودم..گفتم که....خبر بدم))
*اولبن باره که مارو میبینن*

تئو: تعجی میکنه و تا لحظه آخر نگات میکنه
اگه دوباره ببینتت میاد و پیشنهاد دوستی میده
دوس داره ت لباس عادی ببینتت

متیو: ازت خوشش اومده
بعد کلاس میاد پیشت و باهات صحبت میکنه بت میگه تیپ عادی بزنی و نمیزاره با کسی دوس شی

لورنزو: با ی دسته گل میاد پیشت و میرید رو چمنا می‌بینید و خودتونو تعریف میکنید
همونجا قرار دیدار دوم هم میزارید
اگه قبول کنی هم اتاقی میشید

تام: ب استاد میگه میاد کنارت میشینه
باهم درس کار‌میکنید
شب باهم ت راهرو در مورد معجون ها حرف می‌زنید و زیاد از گذشتش نمیگه
ازت میخواد هر چی در مورد معجون میدونی بش بگی

حمایت ؟؟#سناریو #ری‌اکشن # اسلیترین #پسرای‌اسلیترین #هاگوارتز #جادوگر #داستان #هری‌پاتر #پسرای‌اچ‌پی
دیدگاه ها (۲۵)

اسم داستان :{{پریود شدن در کلاس معجون سازی با پرفسور اسنیب ...

#همسر_اینده_دراکو. پارت۱سلام!اسم من ا/ت اسنیب هستم.وامر...

سناریو ناروتو

صبح میشه ساکورا پا میشه میره تو حال و میفهمه میزوکی رفته دست...

P17چون مستقیم از کمپانی اومده بود کافه لباسای رسمیش تنش بود،...

《برادره ناتنیم》(پارت ۷)ویو ا/تاون مین جو بود کهمین جو: اووو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط