تمام این روزها سکوت کردیامروز که روز جدایمون بود وقت رف

تمام این روزها سکوت کردی.!امروز که روز جدایمون بود وقت رفتن وقتی گفتم حرفی نداری من دارم میرم.گفتی تو داری میری!اگه تو حرفی داری بزن؟تعجب کردم یعنی بعد این همه سال حرفایم رانشنیده بود.وقت رفتن گفتم.تمام حرفهایم تکراریست.توهمه راشنیده ای...من ازتوحرفی میخواهم...بازهم سکوت کرد.گریه ام گرفت.من منتظرنبودم بگویدبمان؟ من فقط دلم برای صدایش تنگ شده بود که ان هم باسکوتش ازم گرفت.
دیدگاه ها (۱)

ﯾﺎﺩﺕ ﻫﺴﺖ؟!ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻣﯿﺰﺩﯼ!ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻢ !ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎ...

از نبودنت نهاز ان زمان که بودیو میدیدیکه میشندیاما ساکت بودی...

ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮔﻔﺘﻦ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﻧﯿﺴﺖ !ﺧﺸﮏ ﺍﺳﺖ ﮔﻠﻮﯼ ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯼ ﻫﺮ ﺭﻭﺯﯼ !ﺍﺯ ...

غم هجرانت لحظه به لحظه به مرگ نزدیکترم خواهد کرد ،و هیچ کس ر...

#خرگوش_کوچولوP2 بطری آب و چسب زخم رو دستش دادی و کنارش روی ...

از زبان ا/ت زنگ زدم به یوجین آدرس رو ازش گرفتم ولی گفتم که ب...

تاجگذاری پارت۱۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط