درخواستی
#درخواستی
#تکپارتی
وقتی همش باشگاه تشریف داره......
[ساعت: 9:25 صبح]
(زنگ در خونه زده شد)
×کیههه؟ اومدم(از توی آشپزخونه)
هان بعد از شستن دستاش و پاک کردن اونا توسط پیشبند دور کمرش رفت سمت در و در رو باز کرد
×چانگبین؟!
_عزیزم میشه از جلوی در بری کنار؟
×اوه اره چرا که نه (چانگبین اومد داخل و هان درو بست و پشت سر چانگبین راه افتاد)
×چرا امروز انقد زود اومدی خونه؟
_نمیتونم بیام خونه ی خودم؟
×فکر نکنم باشگاه بهت این اجازه رو بده که بیایی خونه ی خودت
_منظور؟؟
×همینی که شنیدی(رفت سمت آشپزخونه تا به بقیه ی غذا درست کردنش بپردازه)
_الان مشکل تو باشگاه رفتن منه؟
×تا زمانی که اینجوری بری و بیایی اره باهاش مشکل دارم
_چجوری میرم و میام؟
از ساعت ۶ صبح میری و ۱۱ شب برمیگردی و همش دو ساعت پیشمی و بعد میری میخوابی که خواب هفت پادشاه رو ببینی و این روند ادامه داره
_خب دارم عضله میسازم
×عضله هات بخوره وسط فرق سرت
_غر غرو
×خفه!
_بابا خب نمیشه که بشینم تو خونه نگاه تو بکنم بجاش میرم باشگاه وقتمو اونجا میگذرونم
×یعنی داری میگی ازم خسته شدی؟برو گمشو بیرون
_(با خودش: خدا لعنتت کنه سئو چانگبین این دیگه چه گندی بود تو زدی) نه عزیز من دارم میگم توی خونه حوصله ام سر میره
×چون من توی خونه ام حوصله ات سر میره
_نه نه اصلا اینطور نیست
×عه؟
_اره
×پس ثابت کن
_عشق من نسبت به تو همه چیو ثابت میکنه
×نه دیگه نشد من میخوام عشقتو نسبت بهم ثابت کنی
_بد شد که(سرشو الکی خاروند)
×اصن بیا یکاری کنیم
_چیکار؟
×سبز رو انتخاب میکنی یا زرد؟
_امممم سبز
×خوبه
_هوم؟
×سبز من بودم و زرد اکست بود بدون که اگر اونو انتخاب میکردی باید شبو توی کوچه میگذروندی
_خب این فقط یه احتماله عزیز دلم
×مهم اینه گزینه ی درست رو انتخاب کنی
_....
(میدونم چرت شد ولی به روم نیارین ایده ای بهتر از این نداشتم)
#تکپارتی
وقتی همش باشگاه تشریف داره......
[ساعت: 9:25 صبح]
(زنگ در خونه زده شد)
×کیههه؟ اومدم(از توی آشپزخونه)
هان بعد از شستن دستاش و پاک کردن اونا توسط پیشبند دور کمرش رفت سمت در و در رو باز کرد
×چانگبین؟!
_عزیزم میشه از جلوی در بری کنار؟
×اوه اره چرا که نه (چانگبین اومد داخل و هان درو بست و پشت سر چانگبین راه افتاد)
×چرا امروز انقد زود اومدی خونه؟
_نمیتونم بیام خونه ی خودم؟
×فکر نکنم باشگاه بهت این اجازه رو بده که بیایی خونه ی خودت
_منظور؟؟
×همینی که شنیدی(رفت سمت آشپزخونه تا به بقیه ی غذا درست کردنش بپردازه)
_الان مشکل تو باشگاه رفتن منه؟
×تا زمانی که اینجوری بری و بیایی اره باهاش مشکل دارم
_چجوری میرم و میام؟
از ساعت ۶ صبح میری و ۱۱ شب برمیگردی و همش دو ساعت پیشمی و بعد میری میخوابی که خواب هفت پادشاه رو ببینی و این روند ادامه داره
_خب دارم عضله میسازم
×عضله هات بخوره وسط فرق سرت
_غر غرو
×خفه!
_بابا خب نمیشه که بشینم تو خونه نگاه تو بکنم بجاش میرم باشگاه وقتمو اونجا میگذرونم
×یعنی داری میگی ازم خسته شدی؟برو گمشو بیرون
_(با خودش: خدا لعنتت کنه سئو چانگبین این دیگه چه گندی بود تو زدی) نه عزیز من دارم میگم توی خونه حوصله ام سر میره
×چون من توی خونه ام حوصله ات سر میره
_نه نه اصلا اینطور نیست
×عه؟
_اره
×پس ثابت کن
_عشق من نسبت به تو همه چیو ثابت میکنه
×نه دیگه نشد من میخوام عشقتو نسبت بهم ثابت کنی
_بد شد که(سرشو الکی خاروند)
×اصن بیا یکاری کنیم
_چیکار؟
×سبز رو انتخاب میکنی یا زرد؟
_امممم سبز
×خوبه
_هوم؟
×سبز من بودم و زرد اکست بود بدون که اگر اونو انتخاب میکردی باید شبو توی کوچه میگذروندی
_خب این فقط یه احتماله عزیز دلم
×مهم اینه گزینه ی درست رو انتخاب کنی
_....
(میدونم چرت شد ولی به روم نیارین ایده ای بهتر از این نداشتم)
- ۱۶.۹k
- ۲۳ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط