من همیشه اون روزی که حس کردم همه چی سخت و تلخ شده و
من همیشه اون روزی که حس کردم همه چی سخت و تلخ شده و
همین الانه که اشکم در بیاد و پرچم صلح بالا بگیرم و بگم «تسلیم»؛
یه نوری دیدم و داستان عوض شده ...
همیشه وقتی ناامیدترین آدم بودم؛
یهو ورق برگشته ...
واسه همینه که از تاریک شدن این روزهام نمیترسم ...
دارم توی همین تاریکی راهمو ادامه میدم،
تا برسم به باریکهی نور ...
تو هم پشت سرم بیا ...
فقط مراقبِ زیرِ پات باش،
اینجا پر از سنگهای نوکتیزه ...
┈••✾❀♡🄱🄰🄷🄰🅁♡❀✾••┈
همین الانه که اشکم در بیاد و پرچم صلح بالا بگیرم و بگم «تسلیم»؛
یه نوری دیدم و داستان عوض شده ...
همیشه وقتی ناامیدترین آدم بودم؛
یهو ورق برگشته ...
واسه همینه که از تاریک شدن این روزهام نمیترسم ...
دارم توی همین تاریکی راهمو ادامه میدم،
تا برسم به باریکهی نور ...
تو هم پشت سرم بیا ...
فقط مراقبِ زیرِ پات باش،
اینجا پر از سنگهای نوکتیزه ...
┈••✾❀♡🄱🄰🄷🄰🅁♡❀✾••┈
- ۹۵۴
- ۱۶ مرداد ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط