عکس‌نوشته و پوستر firozeh.123 6419044

دیدگاه ها (۱)

بفرمایید صبحونه

پسر بچه ای تند خو در روستایی زندگی میکرد. روزی پدرش جعبه ای ...

من خدایی دارم به زیبایی یک پروانه . . .به بزرگی یک اقیانوس ....

طرف نشست تو تاکسی با تعجب به اطراف نگاه میکرد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط