دخترک جلوی خانواده اش ایستاد, او عاشق پسر بود حتی با بی پ

دخترک جلوی خانواده اش ایستاد, او عاشق پسر بود حتی با بی پولیش
پدردختر از او خاسته بود بین پسر و ثروت پدر یکی رو انتخاب کند و دختر عاشقانه به ثروت پدر پشت کرد
اما اکنون داشت دلشکسته به خانه پدر برمیگشت, پسر اورا بدون ثروت پدر نمیخواست
دیدگاه ها (۱)

داستان

سناریو قهوه با بوی شکلات

🖤 پارت ۳۹ | «آخرین دیدار»چند ساعت بعد...لانا، کوک و تهیونگ ب...

چند وقت پیش به جوان عزیزی گفتم که در جریان انتخاب همسر، بیشت...

شرطا: 100 لایک 30 کامنت 20 بازنشز

خانه‌ای که نباید باز می‌شدباران شدیدی می‌بارید.ات از پشت شیش...

چند پارتیپارت ۲ | فقط وانمود کن دوست‌پسرمیدختر هنوز با ناباو...

داستان خانواده گسکویین اشک هر مردی رو در میارهداستان کامل خا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط