ONLY MINE
ONLY MINE
PART 61
سانگ . وقتی ارباب جئون رفت منم رفتم تو اتاق کارم و برگه ای که ارباب گذاشت تو جیبم رو بخونم ....
برگه تا خورده رو باز کردم و خوندم.....
فرمانده سانگ بعد از اینکه من رفتم تمام افرادی رو که به محل دریافت محموله ها بردیم رو دوباره آماده کن و به این آدرسی که نوشتم بیار و اطراف کارخونه مستقر کن و وقتی صدای شلیک رو شنیدی به کارخونه حمله کن ...
سانگ . وقتی فهمیدم ارباب برای چانگ هو نقشه داره سریع افراد رو آماده کردم و به آدرسی که ارباب داده بود بردم و منتظر صدای شلیک شدم...
کوک . یس کن .... ( داد
چانگ هو. اما خودت گفتی جئون....پای حرفی که زدی وایستا ...
کوک. من گفتم بیاریش پایین نگفتم طناب رو باز کنی و بندازیش .
چانگ هو. متاسفانه این تا زمانی که مدارک رو تحویل ندی ممکن نمیشه ...
کوک. ( کیف مدارک رو پرت کرد جلو چانگ هو....
کوک. خیل خب حالا افرادمو آزاد کن اون دختر رو هم عین ادم بیار پایین ..
چانگ هو. همین طوری الکی که نمیشه جئون.....باید ببینم که مدارک اصل رو آوردی یا قلابی.....
کوک. تو منو چی فرض کردی ...،؟....واقعا فکر کردی جون خودم و افرادمو برای اینکه اون چندتا تیکه کاغذ که اصل یا قلابی باشه به خطر میندازم ؟
چانگ هو. از تو هیچ چیز بعید نیست جئون......من تا مطمن نشم هیچ کاری نمیکنم ...
چند مین بعد
سوها. مدارک اصله قربان
چانگ هو. خوبه
کوک. خیل خوب حالا افرادمو آزاد کن و اون دختر رو بیار پایین
چانگ هو. خیلی ساده ایی جئون... ( پوزخند و اسلحه اش رو به سمت کوک گرفت و.....
ادامه دارد......
PART 61
سانگ . وقتی ارباب جئون رفت منم رفتم تو اتاق کارم و برگه ای که ارباب گذاشت تو جیبم رو بخونم ....
برگه تا خورده رو باز کردم و خوندم.....
فرمانده سانگ بعد از اینکه من رفتم تمام افرادی رو که به محل دریافت محموله ها بردیم رو دوباره آماده کن و به این آدرسی که نوشتم بیار و اطراف کارخونه مستقر کن و وقتی صدای شلیک رو شنیدی به کارخونه حمله کن ...
سانگ . وقتی فهمیدم ارباب برای چانگ هو نقشه داره سریع افراد رو آماده کردم و به آدرسی که ارباب داده بود بردم و منتظر صدای شلیک شدم...
کوک . یس کن .... ( داد
چانگ هو. اما خودت گفتی جئون....پای حرفی که زدی وایستا ...
کوک. من گفتم بیاریش پایین نگفتم طناب رو باز کنی و بندازیش .
چانگ هو. متاسفانه این تا زمانی که مدارک رو تحویل ندی ممکن نمیشه ...
کوک. ( کیف مدارک رو پرت کرد جلو چانگ هو....
کوک. خیل خب حالا افرادمو آزاد کن اون دختر رو هم عین ادم بیار پایین ..
چانگ هو. همین طوری الکی که نمیشه جئون.....باید ببینم که مدارک اصل رو آوردی یا قلابی.....
کوک. تو منو چی فرض کردی ...،؟....واقعا فکر کردی جون خودم و افرادمو برای اینکه اون چندتا تیکه کاغذ که اصل یا قلابی باشه به خطر میندازم ؟
چانگ هو. از تو هیچ چیز بعید نیست جئون......من تا مطمن نشم هیچ کاری نمیکنم ...
چند مین بعد
سوها. مدارک اصله قربان
چانگ هو. خوبه
کوک. خیل خوب حالا افرادمو آزاد کن و اون دختر رو بیار پایین
چانگ هو. خیلی ساده ایی جئون... ( پوزخند و اسلحه اش رو به سمت کوک گرفت و.....
ادامه دارد......
- ۲۵.۵k
- ۲۲ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط