مولانا

"مولانا"
عشق رابیمعرفت ' معنا مکن
زر نداری ' مشت خودرا وا مکن

گر نداری ' دانش ترکیب رنگ
بین گلها ' زشت یا زیبا مکن

خوب دیدن ' شرط انسان بودن است
عیب را در این وآن ' پیدا مکن

دل شود روشن ' زشمع اعتراف
با کس ار بد کرده ای ' حاشا مکن

ای که از لرزیدن دل ' آگهی
هیچ کس را ' هیچ جا رسوا مکن
زر بدست طفل دادن ' ابلهیست
اشک را ' نذر غم دنیا مکن

پیرو خورشید ' یا آئینه باش
هرچه عریان دیده ای ' افشا مکن..
دیدگاه ها (۱)

ﺗﻠﻨﮕﺮ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ ﺍﻣﺸﺐﮐﺴﯽ ﺑﺮ ﺳﻘﻒ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻪﺗﻮﯾﯽ ﺑﺎﺭﺍﻥ ؟ﺗﻮ ﺍﯼ ﻣﻬﻤﺎﻥ ...

"دلم می خواست های من"زیادندبلندند طولانی اند ...اما مهمترین ...

بانو فروغ فرخزادمن پشیمان نیستممن به این تسلیم می اندیشماین ...

از حکیمی ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ : ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺍﻟﮕﻮ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﯿﺮﻭزﯼ درزندگی ﭼﯿﺴﺖ؟ ﮔﻔﺖ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط