از صـحبــت مـــــردم دل نـاشــاد گــــریــــزد

از صـحبــت مـــــردم دل نـاشــاد گــــریــــزد
چون آهــوی وحشی که ز صیاد گــــریزد
پــروا کــند از باده کــشان زاهـد غـافل
چون کودک نادان که از استاد گریزد
دریاب کــه ایام گــل و صبـح جوانی
چون برق کـند جلوه و چون باد گـریزد
شادی به عهد کن اگر طالب آسایش خویشی
کـــآســودگـــی از خــاطــر ناشاد گریزد...

/ سعید
دیدگاه ها (۸)

با سلام و توفیق و افتخارات اقتدار علمی و فنی مهندسی ایران اس...

این هم پروسه ی ( پروژه ایی ) دفاعیه پایانامه دوران ارشدم اون...

مستان خرابات ز خود بی خبرند جمعنـد و ز بـوی گــل پراکـــنده ...

خدا ویسو از مون نگیره !!!شده اینهو مهمونی رفتن هر دقیقه و سا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط