سناریو

سناریو


وقتی تا لنگ ظهر میخوابی اصن براشون صبحونه درست نکردی🥲(خاک رو کابینتامون تو سرت)
نامجون: اتتتتتتتتتت پاااااششششوو دع پاشو دیگه من گشنمه
جیمین: ات پاشو صبحونه اماده کن بخوریم به خدا گشنمه
ات: به من چه
جیمین: به تو چه باشه حالا شب ۲٠راند باشه به منم ربطی نداره
*ات بزرگوار با سرعت نور از تخت خواب برند شده و به سمت اشپزخوانه راه گم میکنن
جیهوپ: من چرا گرفتمت هااا؟؟
شوگا :داره نون پنیر میخوره تنهایی...‌:(
تهیونگ: با زبون خوش بیدارت میکنه وقتی بیدار نمیشی لپتو با تمام توان گاز مبگیره که بیدار میشی
میری صبحونه اماده میکنی(بلی) سرمیز غذا هم به شاه کارش لبخند میزنه
*لپ ات قرمز شدهـ🙂
جین: خودش داره صبحونه اماده مبکنه تا باهم بخورین
جیپ حین اماده کردن صبحونه: من زن نکرفتم که شوهر کردم:) هیی خدا!
جونکوک: طفلک داره به جای صبحونه شیرموز و هویج میخوره
بلایک
درخواستی داری کامنت بزار
================================
پارت۲۶فیک یونگی امادس


#بی_تی_اس #تهیونگ #جیمین #نامجون
#جونگکوک #سناریو_بی_تی_اس #سناریوی
#سناریو⇨🍓
دیدگاه ها (۷)

𝓹𝓪𝓻𝓽39ساعت 12:00ات ویوپاشدم دیدم سفت بغل شدم بهشون گفتم آروم...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

پشت نگاه سردت — پارت هفتم ویو صبح آتصبح از خواب بیدار شدم و ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁰ویو: جونگ کوکصبح با نور افتاب بی...

وقتی داداشت ناتنیت بود.پارت دوم.ویو ات با الارم گوشیم بیدار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط