مینویسم نامه وروزی از اینجا میروم با خیال او ولی تنها می

مینویسم نامه وروزی از اینجا میروم با خیال او ولی تنها میروم در جوابم شاید اوحتی نگوید «« کیستی» شاید او بگوید لایق من نیستی می نویسم من که عمری با خیالت زیستم گاهی از من از من یاد کن حالا دیگر نیستم
دیدگاه ها (۱)

بگذار زمــان روی زمین بند نباشدحافظ پی اعطای سمرقند نباشدبگذ...

.

غمِ تنهایی عذاب است به یادت چه کنم دلِ سر گشته یِ من ...

گفته بودم که غمت مالِ من استجفت چشمانِ تو اموالِ من استگفته ...

نامه ی دامبلدور به گریندل والد

+why me? -I shouldn't fall in love with you p.44(از زبون ا.ت...

نمی‌دانم این را برای چه کسی می‌نویسم ؛ شاید برای کسی که هیچ‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط