مینویسم نامه وروزی از اینجا میروم با خیال او ولی تنها می

مینویسم نامه وروزی از اینجا میروم با خیال او ولی تنها میروم در جوابم شاید اوحتی نگوید «« کیستی» شاید او بگوید لایق من نیستی می نویسم من که عمری با خیالت زیستم گاهی از من از من یاد کن حالا دیگر نیستم
دیدگاه ها (۱)

مغزت خسته نیست، زخمی‌ست!نه از کار زیاد،بلکه از حجم #افکاری ک...

عاشقانه های شبنم

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:10-تهیونگ! تهیونگ بیدار شو!با صدای جونگ...

«بابای.مهربونمنمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما می‌...

ای عزیزترین غم من، @agustin نشاید وقتی دیگر باران نمی‌بارد و...

«جاده»...«راه رفتن»...شاید یکی از بهترین تسکین‌های آدم همین ...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

#دیوانه‌بازی...شاید بعد از ظهر گرم تابستون خواب زده شدم..تو ...

پارت ۳ 🎀ویو آلیا 🖤لیا: خب حالا میگی داستان اون گردنبند چی بو...

ادامه پارت ۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط