بسم رب الشهدا و الصدیقین

بسم رب الشهدا و الصدیقین

دو تا از بچه‌های گردان، غولی را همراه خودشان آورده بودند و‌ های های می‌خندیدند.
گفتم: 'این کیه؟'
گفتند: 'عراقی'
گفتم: 'چطوری اسیرش کردید؟ '
می‌خندیدند .. !
گفتند: 'از شب عملیات پنهان شده بود ..! تشنگی فشار آورده ، با لباس بسیجی‌ها
آمده ایستگاه صلواتی شربت گرفته بود، پول داده بود! '
اینطوری لو رفته بود.
بچه ها هنوز میخندیدند ..

شادی روح شهدا امام شهدا صلوات

لایک و شیر یادتون نره

http://line.me/ti/p/%40yck0500m

التماس دعا
دیدگاه ها (۶)

سردار اروند......!!!شنیده بودم غواص ماهری هم هست. قرار بود گ...

بسم رب الشهدا و الصدیقینعملیات فاو بود و بمبارانهای شدید عرا...

بسم رب الشهدا و الصدیقینبعضیا مریضن...!!!اومد بهم گفت: " میش...

شهید عرفههمراه سردار رفته بودیم اصفهان، مأموریت.موقع برگشتن،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط