ما در چشمت ب رقص آمد غزل را باب رد

ماہ در چشمت بہ رقص آمد غـزل را باب ڪرد
اینچنین شد عاشـقے آمد مــرا بے خواب ڪرد

مـن ڪویرم با تـــو امـا تشـنہ هرگز نیسـتم
با لبانـت مـے شود یڪ دشـت را سیراب ڪرد

دسـت بر اندام شــعرم مے ڪشیــدے بارها
دست هایت عشق را در ذهن شعرم قاب ڪرد

با تو غـم خوردن عزیـزم آخر دیوانگے سـت
با تـو باید سـنگ در دریـاے غـم پـرتاب ڪرد

نوش دارویم تویـے از پیـش من هـرگز نرو
دور گشتن ها ندیدے ڪہ چہ با سهـراب ڪرد

باز در بـاران شــعرم خودنـمایے مــے ڪنی
عشـوہ ها و خندہ هایت قنـد دل را آب ڪرد...🦋🦋

شبت بخیرو درپناه آرامش محبوبم✨❤🌹

#saharshehim💖
دیدگاه ها (۰)

ضربانم ، نفسم ، روح و روانم همه تو اشتیاق وهوسم، جان و جهانم...

تقدیم به ساحتِ چشمانِ جانانم:❤🌹نـاز بانـوی منی ، چشمِ تـو رو...

‏وقتی حصارِ غـربتِ مـن، تنگ میشودهرلحظه بینِ عقل و دلم جنگ م...

از سکوتم می نويسم تا بدانی خسته ام،،،بی هوايت کنج پستوهای غم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط