ای یار دور دست که دل می بری هـنوز

ای یار دور دست که دل می بری هـنوز

چون آتش نهفته به خـاکـستـری هـنـوز

هر چند خط کشیده بـر آیـیـنه ات زمـان

در چشمم از تمام خوبان، سـری هـنـوز

سـودای دلـنـشـیـن نـخـستین و آخرین!

عـمـرم گذشت و تـوام در سـری هـنـوز

ای چلچراغ کهنه که زآن سوی سال ها

از هـر چـراغ تـازه، فـروزان تــری هـنــوز

بـالـیـن و بـسـتـرم، هـمـه از گل بیاکنی

شب بر حریم خوابم اگر بـگـذری هـنـوز

ای نـازنـیـن درخـت نـخـسـتین گناه من!

از مـیـوه هـای وسـوسـه بــارآوری هنوز

آن سیب های راه به پـرهـیـز بـسـتـه را

در سایه سار زلف، تو مـی پـروری هنوز

وان سـفــره شـبــانــه نـان و شـراب را

بر میزهای خواب، تو می گستری هنوز

با جرعه ای ز بوی تو از خویش می روم

آه ای شراب کهنه کـه در ساغری هنوز

حسین منزوی
دیدگاه ها (۱)

به سينه مي زندم سر، دلي كه كرده هوايت دلي كه كرده هواي كرشم...

روشنی ی چشم وُ چراغم توئی سبز ترین قسمت ِ باغم توئی عش...

درغـــربتی بــدون تــو از دست میروم ...

تقدیم به دنیام خیلی خیلی خیلی دوست دارم چشمام

***ابریشم نیمه شب***### پارت ۴: قراردادِ سیاههنوز سرمایِ نگا...

ای یار دور دست که دل می بری هـنوزچون آتش نهفته به خـاکـستـری...

ای یار دور دست که دل می بری هـنوزچون آتش نهفته به خـاکـستـری...

ای یار دور دست که دل می بری هـنوز ...

ای یار دور دست که دل می بری هنوزچون آتش نهفته به خاکستری هنو...

ای یار دور دست که دل می بری هـنوزچون آتش نهفته به خـاکـستـری...

ای یار دوردست که دل می‌بری هنوزچون آتش نهفته به خاکستری هنوز...

ای یار دوردست که دل می‌بری هنوزچون آتش نهفته به خاکستری هنوز...

ای یاد دوردست که دل می‌بری هنوزچون آتش نهفته به خاکستری هنوز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط