هرصبح
هرصبح
به امیدِ شایدی بیدار
و
هرشب
از غصهی نیامدنت میخوابم
یکبار از تمامِ بارهای نیامده بیا
بیا
و تمام کن قصهی درد را...!
به امیدِ شایدی بیدار
و
هرشب
از غصهی نیامدنت میخوابم
یکبار از تمامِ بارهای نیامده بیا
بیا
و تمام کن قصهی درد را...!
- ۳۱۴
- ۲۷ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط