فیک مافیاها
فیک مافیاها
پارت ۳۴
ویو دوهفته بعد
دخترا باهم کنار اومده بودن و جنی تو گروه جا افتاده بود و همه اعضا باهم راهت و خوب بودن و شوگا هم دستش خوب شده بود و امروز قرار بودش که برن استخر همه باهم
جنی :دختراااا
بقیه: بلهههه
جنی: من مایومو پیدا نمیکنمممممم. کلافه بلند
لیسا: بگیر رو تخت منههههههه
جنی: رو تخت تو چیکار میکنه. تعجب
لیسا: ااا خب اون روز برداشتم ببینم به من میاد ازت بگیرمش. خنده ضایع
جنی: یااااا تو خودت کلی مایو دارییییی من اینو نمیدمممم
لیسا : باشه بابا ایشششش
جنی: پوففف. گرفت و رفت تو حموم مایورو پوشید
بقیه دخترام پوشیدن مایوهاشونو و رفتن داخل استخر
کوک: جیمین پوشیدی مایو تو. اروم
جیمن: اره اره پوشیدم فقط نیاد به فاخم بده اخه خیلی بازه خودمم خجالت میکشم پیش دخترا اینو بپوشم. اروم
کوک: یه روزه دیگه بیخیال
جیمین: باشی
ته: نمیایننننن
کوکمین: اومدیم اومدیمممممم
رفتن و دیدن ته و شوگا پایین پله ها منتظر اونان
شوگا: بالاخره.......... با دیدن مایو جیمین حرفشو ادامه نداد و اخم کرد ولی بهش چیزی نگفت
ته: بریم؟
کوک: اوهوم. رفت کنار ته وایستاد و جیمینم رفت دست شوگارو با خجالت گرفت
رفتن داخل استخر و دخترا با دیدنشون دست تکون دادن بهشون و رفتن همگی داخل اب
کوک: جیمین وقتشه
جیمین: ب..باشه. بدون اینکه شوگا بفهمه رفت تو عمق زیاد و یهو زیر پاش خالی شد و داشت دست پا میزد
کوک: رئیس جیمین. نگران
شوگا: برگشتم دیدم جیمن داری غرق میشه و سریع رفتم و از زیر پاش. و کمرش گرفتم و شنا کردم اومدم عمق کم که یهو
جیمین : وقتی دیدم بغلم کرد سریع لبامو گذاشتم رو لباش جوری که فقط لبامون همدیگرو لمس کردم و سریع شروع کردم سرفه کردن
شوگا: شوکه شدم و قلبم تند میزد و به شدت تحریک شده بودم وقتی به جیمین نزدیک میشدم این جوری میشم
کوک: رئیس ببرینش اتاق شاید ترسیده
شوگا: ب... باشه. از اب در اومدم و هنوز جیمین بغلم بود و بردمش داخل اتاق. باید حموم کنی
جیمین: ن...نمیتونم خودم این کارو بکنم میشه کمکم کنی. مظلوم محکم بغلش کرد
شوگا: ب..باشه جوجه. بردمش داخل حموم و گذاشتمش داخل وان و ابو باز کردم تا وان پر شه و خودمم رفتم زیر دوش
جیمین: بلند شدم و وایستادم پشت شوگا و سرمو انداختم پایین. ه..هیونگ
شوگا: برگشتم و دیدم جیمین از داخل وان در اومده. جانم جوجه چیزی شده؟
پارت ۳۴
ویو دوهفته بعد
دخترا باهم کنار اومده بودن و جنی تو گروه جا افتاده بود و همه اعضا باهم راهت و خوب بودن و شوگا هم دستش خوب شده بود و امروز قرار بودش که برن استخر همه باهم
جنی :دختراااا
بقیه: بلهههه
جنی: من مایومو پیدا نمیکنمممممم. کلافه بلند
لیسا: بگیر رو تخت منههههههه
جنی: رو تخت تو چیکار میکنه. تعجب
لیسا: ااا خب اون روز برداشتم ببینم به من میاد ازت بگیرمش. خنده ضایع
جنی: یااااا تو خودت کلی مایو دارییییی من اینو نمیدمممم
لیسا : باشه بابا ایشششش
جنی: پوففف. گرفت و رفت تو حموم مایورو پوشید
بقیه دخترام پوشیدن مایوهاشونو و رفتن داخل استخر
کوک: جیمین پوشیدی مایو تو. اروم
جیمن: اره اره پوشیدم فقط نیاد به فاخم بده اخه خیلی بازه خودمم خجالت میکشم پیش دخترا اینو بپوشم. اروم
کوک: یه روزه دیگه بیخیال
جیمین: باشی
ته: نمیایننننن
کوکمین: اومدیم اومدیمممممم
رفتن و دیدن ته و شوگا پایین پله ها منتظر اونان
شوگا: بالاخره.......... با دیدن مایو جیمین حرفشو ادامه نداد و اخم کرد ولی بهش چیزی نگفت
ته: بریم؟
کوک: اوهوم. رفت کنار ته وایستاد و جیمینم رفت دست شوگارو با خجالت گرفت
رفتن داخل استخر و دخترا با دیدنشون دست تکون دادن بهشون و رفتن همگی داخل اب
کوک: جیمین وقتشه
جیمین: ب..باشه. بدون اینکه شوگا بفهمه رفت تو عمق زیاد و یهو زیر پاش خالی شد و داشت دست پا میزد
کوک: رئیس جیمین. نگران
شوگا: برگشتم دیدم جیمن داری غرق میشه و سریع رفتم و از زیر پاش. و کمرش گرفتم و شنا کردم اومدم عمق کم که یهو
جیمین : وقتی دیدم بغلم کرد سریع لبامو گذاشتم رو لباش جوری که فقط لبامون همدیگرو لمس کردم و سریع شروع کردم سرفه کردن
شوگا: شوکه شدم و قلبم تند میزد و به شدت تحریک شده بودم وقتی به جیمین نزدیک میشدم این جوری میشم
کوک: رئیس ببرینش اتاق شاید ترسیده
شوگا: ب... باشه. از اب در اومدم و هنوز جیمین بغلم بود و بردمش داخل اتاق. باید حموم کنی
جیمین: ن...نمیتونم خودم این کارو بکنم میشه کمکم کنی. مظلوم محکم بغلش کرد
شوگا: ب..باشه جوجه. بردمش داخل حموم و گذاشتمش داخل وان و ابو باز کردم تا وان پر شه و خودمم رفتم زیر دوش
جیمین: بلند شدم و وایستادم پشت شوگا و سرمو انداختم پایین. ه..هیونگ
شوگا: برگشتم و دیدم جیمین از داخل وان در اومده. جانم جوجه چیزی شده؟
- ۱۵۰
- ۲۷ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط