اگر به عشق دچارم گناه از من نیست

اگر به عشق دچارم گناه از من نیست
دل است می تپد از جنس سنگ و آهن نیست

نگو که دیر شد، از ما گذشت، باور کن
زمان عاشقی هیچکس معین نیست

اگرچه عاشقم اما خیالت آسوده
چراکه جرات ابراز آن در این زن نیست

شبی تو آمدی و عاشقت شدم اما
دلیل عاشقی ام تا هنوز روشن نیست

خدا کند که تو هم عاشقم شوی آخر
مجال قصه ندارم توان گفتن نیست
دیدگاه ها (۱)

در تمنای غزل ، در پی تفسیرِ تو ام.....مست با خاطرِ تو ، بسته...

تویی بهار عمر من ، تو را به کس نمیدهمتو ای گل شکفته ام ، به ...

بر تیر نگاه تو دلم سینه سپر کردتیر آمد و از این سپر و سینه گ...

آنقدر نامت را میخوانمتا بند بند دلتدر لالایی چشمانم...به خوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط