The Rival’s Embrace🍂✨️

The Rival’s Embrace🍂✨️
Part⁵


احساس کردم قلبم داره تند می‌زنه. هنوز از کنار شیشه تکون نخورده بود؛ همون‌طور ایستاده بود و نگاهم می‌کرد.
جیمین متوجه نگاهم شد و برگشت سمت بیرون.
ابروهاش بالا رفت.
جیمین: اون... جونگ‌کوکه؟
ا/ت: آره.
جیمین نفس عمیقی کشید و به شوخی ادامه داد: انگار تعقیبت کرده، کوچولو.
با خنده سرم رو تکون دادم اما ته دلم نمی‌دونستم باید خوشحال باشم یا نگران.
به طرف در رفتم و بیرون رو نگاه کردم.
جونگ‌کوک همون‌جا کنار دیوار ایستاده بود و با گوشی توی دستش بازی می‌کرد.

ا/ت: (با صدای آرام) بیا تو، بیرون سرده.
جونگ‌کوک سرش رو بالا آورد و مکث کرد.
ا/ت به صندلی کنار خودش اشاره کرد.
بعد از چند ثانیه hesitating، بالاخره وارد شد.

جیمین با لبخند، لیوان قهوه‌اش رو بالا آورد: خوش اومدی مرد سرد و مرموز.

جونگ‌کوک فقط نگاهی کوتاه بهش انداخت.
جونگ‌کوک: مزاحم نمی‌شم اگه بمونم؟
ا/ت سری تکون داد: نه، اصلاً.

جیمین: ما داشتیم درباره‌ی کلاس فردا حرف می‌زدیم، تو هم میای؟
جونگ‌کوک: بستگی داره به اینکه چقدر مفید باشه.
ا/ت: همیشه مفیده، اگه با تمرکز گوش بدی.
جونگ‌کوک: *لبخند کمرنگی زد* تو جدی جدی همه رو مثبت می‌بینی، نه؟

ا/ت: نمی‌دونم... شاید چون چیزای منفی رو زود فراموش می‌کنم.

جیمین: خوش‌به‌حالت، من سه روزه فقط دارم به نمره‌ی ترم قبل فکر می‌کنم.
*هر سه خندیدند.*

جونگ‌کوک با صدایی آرام‌تر گفت: اینجا نزدیک خوابگاهه؟
ا/ت: آره، معمولاً شب‌ها با یونا میایم.
جونگ‌کوک: *ابرو بالا انداخت* با یونا؟
ا/ت: آره، دوستمه.
جونگ‌کوک: *مکث کرد* اون... خوبه؟

نگاهش برای لحظه‌ای مهربون شد، اما سریع خودش رو جمع‌وجور کرد.
ا/ت: چرا از من می‌پرسی؟ خودت که بیشتر باهاشی.
جونگ‌کوک: (آهسته) اون اینطور فکر می‌کنه... ولی همیشه همه‌چی اون‌طور که دیده می‌شه نیست.

سکوتی کوتاه افتاد. فقط صدای موزیک ملایم رستوران شنیده می‌شد.
جیمین با لبخند مصنوعی گفت: اوه به‌به... گفت‌وگوی فلسفی شروع شد. منم یه ژامبون دیگه سفارش می‌دم.

ا/ت و جونگ‌کوک هر دو خندیدن؛ برای اولین بار خنده‌ی جونگ‌کوک واقعی به نظر می‌رسید.
اون لحظه متوجه شدم که بین اینهامون یه چیزی داره تغییر می‌کنه—یه حس جدید، نامعلوم، اما قوی.

----------------------------

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

The Rival’s Embrace🍂✨️Part⁶برای چند لحظه‌ای طولانی، فقط صدای...

The Rival’s Embrace🍂✨️Part⁴جیمین و من کنار پیشخوان منتظر نوش...

The Rival’s Embrace🍂✨️Part³بعد از پیدا کزدن کتاب ا/ت با لبخن...

پارت ۶🖤❤️خوناشام خشن من❤️🖤 ا/ت: اصلاً ریدم دهنت جونگ کوکاجون...

شوهر اتفاقی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط