نام نویسنده بهار راجی

نام نویسنده: بهار راجی
ژانر: عاشقانه
مقدمه:
همان شب که هیچ ستارهای در آسمان نبود…
فهمیدم که دوستت دارم!
من دنیایم را با رنگ زیبای چشمانت زیبا کردم
زیبایم کجایی؟!
خلاصه: دختری که احساس میکند همه چیز دارد و هیچ چیز کم ندارد؛ بعد از سالها میفهمد که چندان هم کامل نبوده! پس به دنبال »او« میرود؛ اویی که تمام زندگیش است.
آیا دختر داستان ما به زندگیش( او) می رسد و …؟
******
پیشنهاد ما
رمان به وقت تنهایی | افسانه افشاری کاربر انجمن نودهشتیا
رمان تقاص آبی چشمهایش​ | zhrw._.sl کاربر انجمن نودهشتیا
-مامان میشه تمومش کنی لطفا؟!
مامان- چی رو تموم کنم؟ دارم راستش رو میگم!
-اه مامان خستهام کردی!
-تو من رو خسته کردی؛ متوجه هستی یا نه؟!
-نه مادر من؛ نه!
از جام بلند شدم و پلهها رو دوتا _ دوتا بالا رفتم و وارد اتاقم شدم. هنوز در رو نبسته بودم که لاله وارد شد و گفت:
-موضوع چیه؟ نکنه چون من اینجا میمونم تو و مامانت دعوا میکنین؟
-نه لاله جون ،موضوع چیز دیگهایه.
-میخوای حرف بزنیم؟
-نه، ممنون. تو برو تو اتاقت و استراحت کن.
-باز هم بابت اتاق ممنونم.
بر حسب شوخی با لحنی جذاب گفتم:
-اتاق مهمان که واسه تو نیست؛ واسه هر گل دیگهای هم میتونه باشه!
منظورم رو از گل فهمید، اخم کرد و از اتاقم بیرون رفت. با صدای بابا از اتاق خارج شدم. از بالای پلهها بهش سلام کردم که با لبخند جوابم رو داد و گفت:
-راستی حریر خانم!
با لبخند گفتم:
-بله بابایی؟
-دوستت که گفتی امروز از لندن میاد، اومد؟
-بله بابا جون؛ لاله جون الان توی اتاق مهمان هستن.
-آهان!
به اتاقم برگشتم که گوشیم زنگ خورد.
با ذوق نگاهی به صفحهی گوشیم کردم؛ سروش بود.
ارتباط رو وصل کردم.
-الو… داداشی!
-به به! سلام حریر خانم گل گلاب .حال و احوال شما؟
-ممنون داداش خان، تو چطوری؟
-من عالیم! حریر یه زحمت دارم.
-بگو سروش.



https://98iia.com/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d8%a8%db%8c-%d8%a8%db%8c-%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%86%d9%88%d8%af%d9%87%d8%b4%d8%aa%db%8c%d8%a7/
دیدگاه ها (۱)

نام: رمان چادرت را می بویمنویسنده:moon shineژانر:عاشقانهخلاص...

ariel رمان گفته بودی دوستم داری بی اندازهکاربر انجمن نودهشتی...

خلاصه رمان:دانلود رمان گل شیفته اختصاصی یک رمان همش از یه رق...

مقدمهدر اول خدا را سپاس گذارم که قدرتی داد تا بنویسم… باید ت...

otagh baghli part 14 «ویو ا/ت ) همینجور داشتیم به هم نگاه می...

My uncle (part 2)

#هیونلیکس #چندپارتی پارت ۵<از ویو فیلکس بعد اینکه رفتیم خونه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط