زندگ آهسته تر

زندگے آهسته تر
من خسته ام

کوله بار پاره ام
را بستـــه ام

صبر کن در سایه
بنشینم کمے

شاید از ابـــرے
ببارد شبنمے.....
دیدگاه ها (۲)

گفت : احوالت چطور است ؟گفتمش : عالی استمثل حال گل ..حال گل ،...

r

یک برگ از پاییز باشلبریزِ از افتادگیرنگین کمانها را بسازدر ا...

به یاد مادران از دست رفته .روحشون شاد

* گر قابل ملال نیم، شاد کن مرا ویران اگر نمی‌کنی آباد کن مرا...

مجنون سرخ چشم پارت ۳۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط