خانه دوست کجاست ؟در فلق بود که پرسید سوار. آسمان مکثی کرد

خانه دوست کجاست ؟در فلق بود که پرسید سوار. آسمان مکثی کرد. رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها خندید. وبه انگشت نشان داد سپیداری وگفت :نرسیده به درخت،کوچه باغی است که از خواب خدا سبزتراست. و در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبیست. می روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ سربه در می آرد. پس به سمت گل تنهایی می پیچی. دو قدم مانده به گل پای فواره جاوید اساطیر زمین می مانی. وتوراترسی شفاف فرا می گیرد. در صمیمیت سیال فضا خش خشی می شنوی کودکی می بینی رفته از کاج بلندی بالا جوجه بردارد از لانه نور. واز او میپرسی خانه دوست کجاست
دیدگاه ها (۱۲)

هی رفیق بزن به سلامتیه روزی که به احترامم مشکی میپوشی... ...

ﻣﻦ ﮔﺬﺷــــﺖ ﺭﻭ ﺧﻮﺑـــــــ ﺑﻠﺪﻡ ... ﮔﺬﺷﺖ ﺍﺯ ﺑــــﺪﯼ ...

همه شب با دلم کسی می گفت. سخت آشفته ای زدیدارش. صبحدم با ...

دلخوش ازآنيم كه حج مىرويم/غافل ازآنيم كه كج مىرويم/كعبه به د...

خانه دوست کجاست؟ "در فلق بود که پرسیدسوارآسمان مکثی کرد.رهگذ...

خانه ی دوست کجاست؟در فلق بود که پرسید سواراسمان مکثی کردرهگذ...

خانه ی دوست کجاست؟در فلق بود که پرسید سواراسمان مکثی کردرهگذ...

خانه دوست کجاست؟ در فلق بود که پرسید سوار.آسمان مکثی کرد.رهگ...

خانه دوست کجاست؟در فلق بود که پرسید سوارآسمان مکثی کردرهگذر ...

خانه دوست کجاست؟در فلق بود که پرسید سوارآسمان مکثی کردرهگذر ...

خانه دوست کجاست؟در فلق بود که پرسید سوارآسمان مکثی کردرهگذر ...

★★نشانــــــــــے★★ در فلق بود که پرسید سوارآسمــــــــــا...

خانه ی دوست کجاست ؟در فلق بود که پرسید سوارآسمان مکثی کردرهگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط