‍ سرانجام

‍ سرانجام
در امتداد غریب یک ساحل
آشنای قریب نگاهت می‌شوم تا
در ضیافت رقصان و امواج دریا
با تنهایی‌ات عهد ببندم که تنها
ادبیات متعهد آغوش تو باشم
دیدگاه ها (۱)

نداشتن با گم کردن خیلی فرق دارد.آدم وقتی یک چیزی...یک کسی......

نازنینم !دوست داشتم برایت بنویسم دلت را به هیچ چیزی خوش نکن ...

در زمانی که ثانیه هایش خواب رفته بودو تنهاییچونان پیله ای خم...

http://yon.ir/LGe7🌷 🌷 🌷 🌷 🌷

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

«در این شب‌های جمعه، وقتی سکوتِ سنگین بر تمامِ هستی چیره می‌...

فقط به نام شهیدشهید! فقط به نام تو می‏شود سکه پیروزی زد که ب...

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

beach 𝖕𝖆𝖗𝖙2ویو ته‌یونگتوی تاریکی در ساحل ته‌یونگ با نفس‌های ...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 7️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ آن فاصله، تو نمی‌ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط