"راه خیانت "

"راه خیانت "

پارت۳۱

رفتم اماده شدم و حرکت کردم
رسیدم پیاده شدم در زدم
جولیا درو باز‌ کرد
جولیا:اوووو ا/ت چیشد یه سری به ما زدی(با حالت تعجب)
پریدم بغلش و شروع کردم به گریه کردن
ا/ت:جولیا(با گریه)
جولیا:ا/ت؟ دختر چی شده؟؟؟؟
ا/ت:...
دیدگاه ها (۱)

"راه خیانت "پارت۳۲ا/ت:کو...کوک...به...بهم..خیا...نت..می..میک...

"راه خیانت "پارت۳۳'چند هفته بعد 'ویوکوکتو این چند هفته خیلی ...

"راه خیانت "پارت۳۰ 'صبح'ویوا/تبیدار شدم رفتم دستشویی کارای م...

"راه خیانت"پارت29چی!دارن چی میگن(بله عزیزان وقتی کوک میخواست...

::ددی مافیای من:: پارت ۱

<< وانشات دازای >>موضوع: اگه فکر کنی بهت خیانت کرده <<راهنما...

when he betrayed you part 12**ا/ت: کاغذ ساندویچ رو پرت کردم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط