تکیه کردن به تو را دوست دارم "اما" از دوباره افتادن می تر

تکیه کردن به تو را دوست دارم "اما" از دوباره افتادن می ترسم...
نگاهت را دوست دارم "اما" از سرد شدن نگاهت می ترسم...
دستانت را دوست دارم "اما" از دوباره خالی ماندن دستانم می ترسم...
آغوشت را دوست دارم! "اما" از دوباره بی پناه شدن می ترسم...
با تو تا ابد بودن را دوست دارم "اما" از دوباره رفتن می ترسم...
قصه کوتاه می کنم: تو را دوست دارم
اما از این "اما" ها خیلی می ترسم...
دیدگاه ها (۴)

مرد است دیگر...بعضی وقت ها تند میشود...اما گاهی عاشقانه میگ...

آدمک آخر دنیاست ،بخندآدمک مرگ همین جاست،بخندآن خدایی که بزرگ...

امشب دیگر عاشقانه نمی‌نویسم...از عشق جوابی جز سکوت و دوری،تن...

بعضی آدم‌ها نمی‌روند؛فقط جای خالی‌شان هر روز بلندتر از دیروز...

دوستت دارم...این جرمِ پنهان است؛ای کاش این اقرار، پیگردِ قان...

بچه ها رمان موهای صورتیت تموم شد میخوام یه رمان جدید شروع کن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط