دست های هم را گرفته بودیم

دست های هم را گرفته بودیم
تو در شب قدم می زدی،
من در تاریکی . . .
دیدگاه ها (۱)

هرگز دلم ز کوی تو جائی دگر نرفتیکدم خیال روی توام از نظر نرف...

به چه سوگند دهمتا که بمانی در من ...

تو در مسیر طلوعی و من اسیر غروبچه اختلاف بزرگی کجا به هم برس...

رسوا منم و گرنه تو صد بار در دلمرفتی وآمدی وکسی را خبر نشد.....

در تاریکی قدم می‌زنیم بتمن

در تاریکی در خیابان تنهایی قدم می‌زنیم بتمن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط